![]() |
![]() |
|
| در آغوش تنهایی |
|
یاد تو بارها و بارها در ذهن ویرانم تداعی می شود یاد روزهای بارانی در زیر آلاچیق عشق و یاد شب های پر ستاره که زیر نور کهکشان محبت ساکن بودیم و یاد آن حرفهای قشنگ که از جنس دلت بود . با یاد تو به دور دست های خیال سیر می کنم و با یاد تو از غم ها فارق می شوم یاد تو بر این دل مجروح مرهم است یاد تو روح سبز زندگی را در کالبد وجودم زنده می سازد یاد تو تداوم بخش راه زندگی است و تو پندار که ابرها گریستن خود از یاد برند باشد که پرندگان پرواز را فراموش کنند گویی که خورشید پرتو افشانیش را دریغ دارد ولی بدان که تو در خاطر خسته ام رخنه کرده ای و چون گل سرخ و شقایق و پرستوی عاشق همیشه جاودان خواهی ماند مهربانم ؛ هرگز از یاد خسته ام برون نخواهی شد و تو را چون خالق هر چه لطافت و عشق است دوست دارم و می پرستم ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 فروردین1386ساعت 2:47  توسطSH&M
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|