![]() |
![]() |
|
| در آغوش تنهایی |
|
تو ای تنها ترین یارم، صدا کن مرا ز اندوه شبها رها کن مرا صدا کن،صدا کن که تا بوده ام دمی با خیالت نیاسوده ام صداکن که امید دیدار نیست در این ابر، ماهی پدیدار نیست صدای تو از پشت دیوارها بود یادی از روز دیدارها صدای تو از سرزمینهای دور مرا می برد تا دیار سرور ز من یاد کن ای پرستوی من! که یاد تو خیزد ز هر موی من پریدی، ولی آشیانت کجاست؟ در اقلیم غربت نشانت کجاست؟ پرستوی من! بال و پر باز کن جدایی مرا کشت، پرواز کن ندارم در این گوشه فریاد رس پیام بهارم بده در قفس نه صبرست در من، نه یارای زیست به جان کندنم، تهمت زندگیست از این شام غربت، رها کن مرا تو ای تنهاترین یارم، صدا کن مرا!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 9:2  توسطSH&M
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|