![]() |
![]() |
|
| در آغوش تنهایی |
|
براي ... تو را اي عشق ناميرا غم زيبا ، خداحافظ طلوع ياس در قلب شب خارا ، خداحافظ تو شاليزار ... يک کلبه درون سينه ي جنگل هواي ناب باراني ... چه سود اما ؟ ... خداحافظ تو را از خويش راندم من ، ولي سوگند بر باران " من " و " تو " اي نسيم آسا ، نمي شد " ما " ... خداحافظ نگاه آسمان بودي به اين شبگير دل خسته تمام زجر من اما : " چراحالا ؟ " ... ، خداحافظ ببين ! ... دلسرد دلسردم . نگاهم كن ! ... كم آوردم نمي دانم چرا آخر ؟ ... چرا زيبا " خداحافظ " ؟ صدايت آشنا با دل ، چنان بر برگ گل شبنم نشد اما كه من با تو[...] ، برو جانا ... خداحافظ تمام سهم من بودي از اين دنيا ولي بگذر برو اي خنده ي گلها ... نگارينا خداحافظ به قطره قطره ي باران ، به برگ خيس مژگانت تمام آرزو بودي ، ولي [...] اما [...] ، خداحافظ ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 دی1386ساعت 16:16  توسطSH&M
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|